السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
252
تفسير الميزان ( فارسي )
از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى از مفسرين گفتهاند : معناى آيه : « اطيعوا اللَّه فى كتابه و الرسول فى سنته » « 1 » سخن درستى نيست . براى اينكه گفتيم از مقام آيه استفاده مىشود كه گويى جمله : * ( « أَطِيعُوا اللَّه وَالرَّسُولَ . . . » ) * بيانگر آيه * ( « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه فَاتَّبِعُونِي . . . » ) * است . چرا كه آيه شريفه اشعار دارد بر اينكه اطاعت خدا و اطاعت رسول يك اطاعت است ، و به همين جهت امر به اطاعت در آيه تكرار نشد ، و اگر مورد اطاعت خدا غير مورد اطاعت رسول بود ، مناسب بود كه بفرمايد : « اطيعوا اللَّه و اطيعوا الرسول » همانطور كه در آيه شريفه : « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » « 2 » بخاطر اقتضاء مقام ، كلمه « اطيعوا » تكرار شده است . اين را هم بگوئيم و بگذريم ، كه سخن در آيه شريفه ، از حيث اطلاقش و منطبق بودن اطلاقش بر مورد ، نظير همان مطلبى است كه در آيه قبلى بيان شد . * ( « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ » ) * در اين آيه شريفه دلالتى هست بر اينكه هر كس از دستور * ( « أَطِيعُوا اللَّه وَالرَّسُولَ » ) * سرپيچى كند كافر است ، هم چنان كه ساير آياتى هم كه از دوستى كفار نهى مىكند بر اين معنا دلالت دارد و نيز در اين آيه شريفه اشعارى است به اينكه اين آيه چيزى شبيه به بيان ، براى آيه قبلش مىباشد ، چون آيه قبلى اثبات دوستى خدا براى مؤمنين مىكرد كه تسليم فرمان اتباع بودند ، و اين آيه نيز پس از دستور به اطاعت خدا و رسول مىفرمايد : « خدا كافرين به امر اتباع را دوست نمىدارد » ، پس آيه دوم بيانگر آيه اول است . ( دقت بفرمائيد ) از سخنانى كه پيرامون اين آيات كريمه به ميان آمد ، چند نكته به دست آمد : اول اينكه : تقيه به طور اجمال و سربسته امرى است مشروع . دوم اينكه : مؤاخذه و عذاب كسى كه كفار را دوست بدارد و نهى خدا از آن را اعتنا نكند ، حتمى و قطعى است ، و به هيچ وجه تخلف نمىپذيرد ، و جزء قضاهاى حتمى خدا است . سوم اينكه : شريعت الهى دستوراتى عملى و اخلاقى و عقيدتى است كه در حقيقت اخلاص للَّه را تبلور داده و مجسم مىسازد ، هم چنان كه اخلاص للَّه مجسم شده حب للَّه ، و
--> ( 1 ) خدا را در پيروى از كتابش و رسول را در پيروى از سنتش ، اطاعت كنيد . ( 2 ) سوره نساء آيه 59 .